محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4325

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و كارى سخت دشوار مىخواست كرد و كسانى كه رأى و دينشان خلل داشت اجابت وى كردند ، اما آنچه را طمع مىداشت سخت دشوار يافتند و حوادث مقدر با سخت - ترين عوامل خود به جلوگيرى از او برخاست . و امير مؤمنان را به نزد خدا منزلتى بود كه وى را محفوظ داشته بود تا گرامى كمربند خلافت را به دو بست و كارى كه خدا وى را شايسته آن مىداشت عهده كرد و به تكليفى كه داشت و خلافت بندگان خداى كه در كتب سلف ثبت شده بود و خداى با نظر به احوال مخلوق خويش براى مدت مقرر خاص وى كرده بود قيام كرد كه خدا طوق آن را به وى آويخت و عنان خلافت و حفظ كارها را به دو سپرد . حمد خداى كه امير مؤمنان را براى خلافت و استحكام دستگيره هاى دين خويش برگزيد و كيد ستمكاران را از او دفع كرد ، وى را برآورد و آنها را زبون داشت . هر كه بدين گونه كارهاى پست پردازد خويشتن را به هلاكت اندازد و پروردگار را خشمگين كند و هر كه را توبه پس آرد و از باطل به حق آيد خدا را توبه پذير و رحيم بيند . « امير مؤمنان را كه خدايش گرامى بدارد خبر مىدهم كه من وقتى خبر يافتم كه به تعهد خلافت خداى پرداخته بر منبر خويش برخاستم ، با دو شمشير آويخته كه براى مردم دغل آماده كرده بودم . آنگاه كسانى را كه به نزد منند خبر دادم كه خداى به خلافت امير مؤمنان بر آنها منت نهاده و به اين خوشدلى كردند و گفتند : خبر زمامدارى خليفه اى نيامده بود كه بيشتر از خلافت امير مؤمنان از آن اميد داشته باشيم و بدان خرسند شويم . « آنگاه دست براى بيعت تو گشودم و آن را تجديد كردم و به قيد پيمانها و تكرار ميثاقها و قسمهاى سخت مؤكد كردم كه همگى به خوبى پذيرفتند و اطاعت آوردند . « اى امير مؤمنان ، به سبب اطاعتشان از مال خداى كه به تو داده پاداششان ده كه تو از همگان بخشنده ترى و گشاده دست تر ، كه در انتظار تو بوده‌اند و به سبب